شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

در پست قبلی درباره چهار ویژگی قرآن صحبت كردیم، در این پست قصد داریم درباره چهار ویژگی دیگر قرآن از منظر اهل بیت عصمت و طهارت صحبت نماییم.
5- راه ربانى شدن انسان
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: ما من مؤ من ، ذكر اءو اءنثى ، حر اءو مملوك الا و لله علیه حق واجب : اءن یتعلم من القرآن و یتفقه فیه . ثم قرء هذه الآیة : ( و لكن كونوا ربانیین بما كنتم تعلمون الكتاب(1) ؛ حق خداى سبحان بر همگان این است كه قرآن را فقیهانه فرا گیرند؛ زیرا قرآن كریم انسانها را به ربانى شدن فرا مى خواند و راه آن را نیز فراگیرى قرآن مى داند .
عالم ربانى كسى است كه هم پیوندى مستحكم با رب العالمین داشته باشد و هم انسانها را به خوبى بپروراند و گفتار امامان معصوم (علیهم السلام ): فنحن العلماء و شیعتنا المتعلمون(2) نیز براى تبیین مصداق كامل عالم ربانى است ، نه حصر آن در اهل بیت (علیهم السلام ) . البته كاملترین مصادیق عالم ربانى امامان) علیهم السلام ) هستند؛ اما راه ربانى شدن براى شاگردان آنان نیز باز است .
6- عامل صعود بهشتیان
مردى از حضرت سجاد (علیه السلام ( سؤ الاتى كرد و آن حضرت به آنها پاسخ داد . آن مرد به فكر طرح پرسش جدید افتاد، امام سجاد (علیه السلام ) فرمودند: مكتوب فى الانجیل : لا تطلبوا علم ما لا تعلمون و لما عملتم بما علمتم فان العالم اذا لم یعمل به لم یزده من الله الا بعدا ثم قال : علیك بالقرآن فان الله خلق الجنة بیده لبنة من ذهب و لبنة من فضة و جعل ملاطها المسك و ترابها الزعفران و حصاها اللؤ لؤ و جعل درجاتها على قدر آیات القرآن فمن قرء القرآن قال له اقرء وارق و من دخل منهم الجنة لم یكن اءحد فى الجنة اءعلى درجة منه ما خلا النبیین و الصدیقین(3)؛ در انجیل آمده است : تا به آموخته هاى پیشین خود عمل نكرده اید، دانش جدید مطلبید (زیرا معلوم مى شود علم را براى عمل نمى خواهید و ) علمى كه براى عمل نباشد عامل دورى از خداست . آنگاه فرمود: خداوند بهشت را با دست خود، خشتى از طلا و خشتى و از نقره آفرید و ملات آن را مشك و خاك آن را زعفران و ریگ آن را لؤ لؤ قرار داد و درجات بهشت را به اندازه آیات قرآن قرار داد . پس كسى كه ( در دنیا) قرآن خواند، خداوند به او مى فرماید: بخوان و بالا برو و كسى كه از آنان (اهل قرآن ) وارد بهشت شد، هیچ كس در درجه بهشت از او برتر نخواهد بود، مگر پیامبران و صدیقان .
حفص مى گوید: حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) به مردى فرمودند: اتحب البقاء فى الدنیا ؛ آیا بقاى در دنیا را دوست مى دارى ؟ آن شخص ‍ كه از تربیت شدگان مكتب امامت بود، عرض كرد: آرى آن حضرت پرسیدند: چرا؟ عرض كرد: براى آن كه به قرائت سوره محبوب خود، (قل هو الله احد) بپردازم (4) . امام كاظم (علیه السلام ) پس از لحظه اى سكوت فرمودند: یا حفص !من مات من اءولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن علم فى قبره لیرفع الله به من درجته فان درجات الجنة على قدر آیات القرآن یقال له : اقراء وارق . فیقراءثم یرقى ؛ اگر از شیعیان ما، كسى قرآن را به خوبى فرا نگرفته باشد (چون به حقیقت آن ایمان دارد) در جهان برزخ ، قرآن به او تعلیم داده مى شود تا خداى سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بیفزاید؛ زیرا درجات قرآن به اندازه آیات قرآن است . به قارى گفته مى شود: بخوان و بالا برو . او نیز مى خواند و بالا مى رود .
در جهان برزخ زمینه اى براى تكامل عملى نیست ، تا انسان با انجام كارى واجب یا مستحب به كمال برتر عملى برسد، ولى راه تكامل علمى باز است ؛ نظیر آنچه در رؤ یا براى روح معلوم مى شود و براى آگاهى به آن حركت فراگیرى از قبیل