تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

7 . سُكون ( ــــْــ )
 

«سُكون» یعنى «حركت نداشتن». علامت سكون ( ــــْــ ) بالاى حرف قرار مى گیرد. به حرفى كه هیچ حركتى ندارد و داراى علامت سكون است، ساكِن(1) مى گویند.

حرف ساكن به تنهایى خوانده نمى شود، زیرا حركت ندارد. بنابراین، حرف ساكن به كمكِ حرفِ حركت دارِ پیش از خود خوانده مى شود.(2)حرف ساكن و حرف متحرّكِ پیش از آن، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهند.

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تفكیكى)باهم (تركیبى)
 

بَعْدُ =بَعْــدُ =بَعْدُ

نَعْبُدُ =نَعْــبُــدُ =نَعْبُدُ

أَرْسَلَ =أَرْسَــلَ =أَرْسَلَ

أَنْعَمْتَ =أَ نْــعَمْــتَ =أَنْعَمْتَ

ىُوَسْوِسُ =یُــوَسْــوِسُ =یُوَسْوِسُ

توجّه

* در بسیارى از قرآن ها، علامت سكون به شكل ( ــــــ ) یا به صورت ( ــــــ ) است. پس علامت ( ـــْـ ) = ، .

* اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) یا (یاء ساكن) قرار گیرد، باید فتحه به نرمى تلفّظ یا ادا شود. یعنى به هنگام خواندن، نباید فتحه به ضمّه یا كسره تبدیل شود. مثلاً:

كَوْثَرَ درست است نه كُوْثَرَ ;

همچنین

كَیْفَ درست است نه كِیْفَ.(3)

* اگر پیش از یك حرف ساكن، حرف ساكن دیگرى نیز وجود داشته

باشد، هر دو حرف ساكن به كمكِ حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، یك بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهند. به این مثال ها توجّه كنید:

فَتْحْ، خَوْفْ، بَیْتْ، صَیْفْ، قُرَیْشْ، عَصْرْ، خُسْرْ، صَبْرْ، قَدْرْ، شَهْرْ، أَمْرْ، فَجْرْ.

* اگر پیش از حرف ساكن، یكى از حروف مدّ (صداهاى كشیده) باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به كمك حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهند; مانند ناسْ، دینْ، ماعُونْ.

پرسش :

1. سكون به چه معناست و علامت سكون كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2.به چه حرفى «ساكن» مى گویند؟

3. آیا حرف ساكن به تنهایى خوانده مى شود؟ چرا؟

4. حرف ساكن به كمك چه حرفى خوانده مى شود و همراه با آن، چند بخش از كلمه را تشكیل مى دهد؟

5. آیا حرف ساكن در آغاز كلمه قرار مى گیرد؟ چرا؟

6. علامت سكون به چه شكل هایى نوشته مى شود؟

7. اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) یا (یاء ساكن) قرار گیرد، فتحه باید چگونه خوانده شود؟

8. لین به چه معناست; و به چه حرف هایى، «حروف لین» مى گویند؟

9. اگر پیش از یك حرف ساكن، حرف ساكن دیگرى نیز وجود داشته باشد به چه صورت خوانده مى شود؟ در این هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكیل مى شود؟

10. اگر پیش از حرف ساكن، یكى از حروف مدّ باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به چه صورت خوانده مى شوند؟ در این هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكیل مى شود؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

مِنْ ـ لَوْ ـ فَجْرِ ـ نَصْرُ ـ صَدْرَكَ ـ بِحَمْدِ ـ لَمْ یَكُنْ ـ فَوَسَطْنَ ـ زُلْزِلَتِ ـ أَغْنى ـ رَدَدْناهُ ـ زِلْزالَها ـ بِأَصْحابِ ـ أَفَلایَعْلَمُ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت سكون باشند.

8 . تَشدید ( ـــّـ )

هر حرفى كه علامت تَشدید ( ـــّـ ) بالاى آن باشد، در هنگام خواندن، بدون فاصله و قطع صدا، به صورت دو حرف خوانده مى شود، به گونه اى كه به هنگام خواندن، حرف اوّل، ساكن، و حرف دوم، حركت دار تلفّظ مى شود. حرفى كه علامت تشدید دارد، محكم و با شدّت خوانده یا اَدا مى شود; از این رو آن را «حرف مُشَدَّد» مى نامند.

بنابراین، «حرف مشدّد» در حقیقت شامل دو حرف است كه اوّلى حركت ندارد. به همین دلیل، حرف مُشدّد مانند حرف ساكن، به تنهایى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گیرد. پس حرف مشدّد به كمك حرفِ حركت دارِ قبلى خوانده مى شود. حرفِ حركت دارِ قبلى با حرفِ مشدّد، دو بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهند; به این ترتیب:

تَبَّ كه خوانده مى شود:تَبْبَ .

كُلِّ كه خوانده مى شود: كُلْلِ .

أُمُّ كه خوانده مى شود:أُمْمُ .

إِنّا كه خوانده مى شود: إِنْ نا .

رَبّى كه خوانده مى شود: رَبْ بى .

یُصِرُّونَ كه خوانده مى شود: یُصِرْرُونَ .

تذكّر

* براى آنكه مفهوم تشدید بهتر فهمیده شود، حرف مشدّد به صورت دو حرف نوشته شد كه حرف اوّلِ ساكن همراه با حرفِ قبلى، یك بخش از كلمه; و حرف دوم، بخش دیگر را تشكیل مى دهند.

* اگر دو حرفِ مثلِ هم كنار یكدیگر قرار گیرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، تشدید به كار نمى رود. مثلاً در كلمه مَمْنُون، دو حرف میم جداگانه نوشته و خوانده مى شوند.

* اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره رابالاى حرف و زیر تشدید قرار مى دهند; مثلاً به جاى رَبِّ مى نویسند: رَبِّ.

پرسش :

1. تشدید كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. حرفى را كه علامت تشدید دارد، چه مى نامند؟ چرا؟

3. حرف تشدیددار چگونه خوانده مى شود؟

4. چرا حرف مشدّد به تنهایى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گیرد؟

5. حرف مشدّد به صورت چند بخشى خوانده مى شود؟ هر بخش شامل كدام حرف است؟

6. اگر دو حرفِ مثل هم كنار یكدیگر قرار گیرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، آیا در آن تشدید به كار مى رود؟

7. اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره كجا قرار مى گیرد؟

تمرین:

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

حَقِّ ـ خَفَّتْ ـ رَبُّكَ ـ فَسَبِّحْ ـ عَدَّدَهُ ـ فَصَلِّ ـ حُصِّلَ ـ تُحَدِّثُ ـ تَنَزَّلُ ـ یُكَذِّبُ ـ تَطَّلِعُ ـ لَتَرَوُنَّ ـ لَتُسْئَلُنَّ ـ لَیُنْبَذَنَّ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت تشدید باشند.

9 . تَنوین نَصب ( ــــًـ )

تَنوین نون ساكنى است كه در آخر برخى از كلمات عربى خوانده مى شود، امّا نوشته نمى شود. تنوین سه گونه است:

الف. تنوینِ نَصْب

ب. تنوینِ جَرّ

ج. تنوینِ رَفْع

علامت تنوینِ نَصب، دو فتحه ( ــــًـ ) است كه بالاى حرف قرار مى گیرد. به كلمه اى كه تنوین نصب دارد، مَنصوب مى گویند; مانند بً كه خوانده مى شود: بَنْ.(4)

اكنون به این مثال ها توجّه كنید:

نارًا خوانده مى شود:نارَنْ .

أَفْواجًاخوانده مى شود:أَفْواجَنْ .

تَوّابًاخوانده مى شود: تَوّابَنْ .

رَحْمَةً خوانده مى شود: رَحْمَتَنْ .

صُبْحًا خوانده مى شود: صُبْحَنْ .

معمولاً پس از تنوین نصب یك «الف» نوشته مى شود كه خوانده نمى شود; ولى این الف در سه مورد نوشته نمى شود:

1. هنگامى كه در پایان كلمه، تاء گِرد (ة ـ ـة) باشد; مثلاً:

تَذْكِرَةً خوانده مى شود: تَذْكِرَتَنْ .

مَوْعِظَةً خوانده مى شود:مَوْعِظَتَنْ.

2. هنگامى كه در پایان كلمه، یاء (ى) باشد(5); مثلاً:

هُـدًى خوانده مى شود: هُـدَنْ .

3. هنگامى كه در پایان كلمه، همزه (ء) باشد; مثلاً:

مـاءً خوانده مى شود:مـاءَنْ.(6)

توجّه

* حرفى كه داراى تنوین نصب است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

* گاه تنوین نصب را روى (الف) مى گذارند، نه روى حرف پیش از الف; مانند خَیْراً به جاى خَیْرًا.(7)

پرسش :

1. تنوین چیست؟

2. تنوین چند گونه است؟ آن ها را نام ببرید.
3. علامت «تنوین نصب» چیست و كجاى حرف قرار مى گیرد؟

4. در فارسى، به علامتِ «نصب» چه مى گویند؟

5. به كلمه اى كه «تنوین نصب» دارد، چه مى گویند؟

6. معمولاً پس از «تنوین نصب» چه حرفى نوشته مى شود كه خوانده نمى شود؟

7. در چه مواردى، پس از «تنوین نصب»، الف نوشته نمى شود؟

8. حرفى كه داراى «تنوین نصب» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

كُفُوًا ـ شَرًّا ـ جَمْعًا ـ طَیْرًا ـ مالاً ـ قَدْحًا ـ مُبْصِرَةً ـ نَقْعًا ـ مُسَمًّى ـ أَذًى ـ جَزاءً ـ أَشْتاتًا ـ مَغْفِرَةً ـ فاكِهَةً.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین نصب باشند.

10 . تَنوینِ جَرّ ( ـــــ )

علامت تنوینِ جَرّ، دو كسره ( ـــــ ) است كه زیر حرف قرار مى گیرد. به كلمه اى كه تنوین جرّ دارد، مَجرور مى گویند; مانند د كه خوانده مى شود: دِنْ.(8)

اكنون به این مثال ها توجّه كنید:

خُسْر خوانده مى شود:خُسْرِنْ.

حاسِد خوانده مى شود:حاسِدِنْ.

حِجارَة خوانده مى شود:حِجارَتِنْ.

راضِیَة خوانده مى شود: راضِیَتِنْ.

یَوْمَئِذ خوانده مى شود:یَوْمَئِذِنْ.

تذكّر

* حرفى كه داراى تنوین جرّ است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

پرسش :

1. علامت «تنوین جرّ» چیست و كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. در فارسى، به علامتِ «جرّ» چه مى گویند؟

1ـ در فارسى، به علامت جرّ «دو زیر» مى گویند.

3. به كلمه اى كه «تنوین جرّ» دارد، چه مى گویند؟

4. حرفى كه داراى «تنوین جرّ» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

جُوع ـ خَوْف ـ عَمَد ـ أَمْر ـ غاسِق ـ هُمَزَة ـ ذَرَّة ـ عیشَة ـ قُرَیْش ـ سِجّیل ـ تَقْویم ـ مَأْكُول ـ مَمْنُون ـ مُمَدَّدَة.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین جرّ باشند.

11 . تَنوینِ رَفع ( ــــٌـ )

علامت تنوینِ رَفع، دو ضمّه ( ــــٌـ ) است(9) كه بالاى حرف قرار مى گیرد. به كلمه اى كه تنوین رفع دارد، مَرفوع مى گویند; مانند شٌ كه خوانده مى شود: شُنْ.(10)

اكنون به این مثال ها توجّه كنید:

حَبْلٌ خوانده مى شود: حَبْلُنْ .

سَلامٌ خوانده مى شود: سَلامُنْ .

لَشَدیدٌ خوانده مى شود:لَشَدیدُنْ .

حامِیَةٌ خوانده مى شود:حامِیَتُنْ .

مُؤْصَدَةٌ خوانده مى شود:مُؤْصَدَتُنْ .

توجّه

* حرفى كه داراى تنوین رفع است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

پرسش :

1. علامت «تنوین رفع» چیست و كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. در فارسى، به علامتِ «رفع» چه مى گویند؟

3. به كلمه اى كه «تنوین رفع» دارد، چه مى گویند؟

4. حرفى كه داراى «تنوین رفع» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

نارٌ ـ أَجْـرٌ ـ أَحَدٌ ـ خَیْرٌ ـ وَیْلٌ ـ عابِدٌ ـ لَشَهیدٌ ـ لَخَبیرٌ ـ لَكَنُودٌ  ـ حَمیدٌ ـ حَرَجٌ ـ هاوِیَةٌ ـ واحِدَةٌ ـ رِضْوانٌ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین رفع باشند.

12 . مَدّ ( ـــــ )

پیش از این، با صداهاى كشیده، یا حروفِ مَدّىِ ( ا ـ ى ـ وُ ) آشنا شدیم. هرگاه بالاى حرف مدّى، علامت مدّ ( ـــــ ) قرار گیرد(11)، حرف مدّى با صداى كشیده تر خوانده مى شود; مثلاً:

جآءَ خوانده مى شود:جااااءَ.

جىءَ خوانده مى شود:جى ى ى ىءَ.

سآءَ خوانده مى شود:سااااءَ.

سُوءُ خوانده مى شود:سُووووءُ.

سىءَ خوانده مى شود:سى ى ى ىءَ.

به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، «مَمدود» مى گویند.

تذكّر

* معمولاً علامت مدّ بالاى سه حرف (الف) و (یاء) و (واو) قرار

مى گیرد كه (الف مدّى) و (یاء مدّى) و (واو مدّى) نام دارند. پس از حروف مدّى، این سه حرف قرار مى گیرند:

ـ هـمـزه ; مثال: مآ أَغْنى.

ـ حرف ساكن ; مثال: آلاْنَ.

ـ حرف مشدّد ; مثال: ضآلّینَ

پرسش :

1. علامت مدّ كجاى حرف مدّى قرار مى گیرد؟

2. حرفى كه داراى علامت مدّ است، چگونه خوانده مى شود؟

3. به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، چه مى گویند؟

4. معمولاً علامت مدّ بالاى چه حرف هایى قرار مى گیرد؟

5. پس از حروف مدّى چه حرف هایى قرار مى گیرند؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

إِنّآ أَنْزَلْناهُ ـ وَ لا أَنْتُمْ ـ فى أَحْسَنِ ـ أَلَّذى أَطْعَمَهُمْ ـ یَدآ أَبى ـ شِتآءِ ـ مَلــئِكَةُ ـ یُرآؤُنَ ـ مآأَدْریكَ ـ إِنّآ أَعْطَیْناكَ ـ أَتُحآجُّونّى ـ تَأْمُرُونّى ـ فى أَمْرى ـ مآ أَعْبُدُ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت مدّ باشند.

13 . وَصل ( ــــــ )

«علامتِ وَصل» نشانه اى است به این شكل: ( ــــــ ) كه هر گاه بالاى همزه قرار گیرد، آن همزه خوانده نمى شود. در این حالت، حرف هاى پیش از همزه و پس از همزه به یكدیگر مى چسبند و وصل مى شوند; مثلاً:

وَانْحَرْ خوانده مى شود:وَنْحَرْ.

وَالْعَصْرِخوانده مى شود:وَلْعَصْرِ.

بِالْحَقِّ خوانده مى شود:بِلْحَقِّ.

وَامْرَأَتُهُ خوانده مى شود:وَمْرَأَتُهُ.

بِرَبِّ الْفَلَقِ خوانده مى شود:بِرَبِّلْفَلَقِ.

توجّه

* به همزه اى كه علامت وصل بالاى آن باشد، «همزه وصل» مى گویند. همزه وصل در آغازِ خواندنِ كلام، تلفّظ مى شود، مانند إِجْعَلْ; ولى در میانِ خواندنِ كلام، تلفّظ نمى شود، مانند رَبِّ اجْعَلْ كه خوانده مى شود: رَبِّجْعَلْ.

* در برخى از قرآن ها، علامت وصل را بالاى «همزه وصل» نمى گذارند. در این صورت، باید خودمان حرفِ پیش از همزه را به حرفِ

پس از همزه وصل كنیم; مثلاً:

وَانْحَرْ خوانده مى شود: وَنْحَرْ.

* اگر پیش از علامت وصل، تنوین باشد، حرف نون (كه در تنوین به صورت ساكن است و تلفّظ مى شود) مكسور خوانده مى شود; به این ترتیب:

مَثَلاً الْقَوْمُ(ر مَثَلَنْ الْقَوْمُ) خوانده مى شود:   مَثَلَنِ لْقَوْمُ.

بِغُلام اسْمُهُ (ر بِغُلامِنْ اسْمُهُ) خوانده مى شود:    بِغُلامِنِ سْمُهُ.

فِسْقٌ الْیَوْمَ (ر فِسْقُنْ الْیَوْمَ) خوانده مى شود:    فِسْقُنِ لْیَوْمَ.

در برخى از قرآن ها، براى راهنمایى خوانندگان، یك نون مكسور (نِ) زیر تنوینِ این گونه كلمه ها قرار مى دهند; مانند فِسْقٌنِ الْیَوْمَ. گاه نیز تنوین را حذف مى كنند و نونِ مكسور را زیر حرف مى گذارند; مانند فِسْقُنِ الْیَوْمَ.

پرسش :

1. «علامت وصل» كجاى همزه قرار مى گیرد؟

2. هر گاه همزه اى علامت وصل داشته باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟

3. «همزه وصل» چه همزه اى است؟

4. اگر پیش از علامت وصل، تنوین باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

وَالْفَتْحِ ـ كَالْعِهْنِ ـ كَالْفَراشِ ـ عِلْمَ الْیَقینِ ـ هُوَالاَْبْتَرُ ـ لِحُبِّ الْخَیْرِ ـ مِنَ الْجِنَّةِ ـ طَعامِ الْمِسْكینِ ـ زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ـ وَاسْتَغْفِرْهُ ـ یَدُعُّ الْیَتیمَ ـ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ ـ شَرِّ الْوَسْواسِ ـ حَمّالَةَ الْحَطَبِ.

2. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

ثَلاثَةٌ انْتَهُوا ـ كَرَماد اشْتَدَّتْ ـ بِزینَة الْكَواكِبِ ـ عَزیزٌ ابْنُ ـ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها ـ بِرَحْمَة ادْخُلْ ـ سَوآءً الْعاكِفُ ـ أَلیمًاالَّذینَ ـ یَوْمَئِذالْحَقُّ ـ عَدْن الَّتى ـ عادٌالْمُرْسَلینَ ـ مِصْباحٌ الْمِصْباحُ ـ شَیْئًا اتَّخَذَها ـ إِفْكٌ افْتَریهُ.

3. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت وصل باشند.

پی نوشتها:

1ـ ساكن یعنى داراىِ «سكون»; و سكون به معنى «آرامش» است. هنگامى كه حرفى با سكون خوانده مى شود، یعنى داراى آرامش است، زیرا هیچ صدایى ندارد.

2ـ حرف ساكن هیچ گاه در آغازِ كلمه قرار نمى گیرد; زیرا آغاز كردنِ كلمه بدون هیچ حركتى، مشكل است.

3ـ به دو حرف واو ساكن و یاء ساكن كه حرفِ پیش از آن ها مفتوح باشد، حروف لین مى گویند. «لین» یعنى «نرمى»; و این دو حرف را «لین» مى نامند، زیرا به نرمى تلفّظ یا ادا مى شوند.

4ـ در فارسى، به علامت نصب «دوزَبَر» مى گویند.

5ـ این (یاء) باید منقلب از (الف) و به جاى آن باشد.

6ـ استثناء: دو كلمه (جُزْءًا) و (سُوءًا) با الف نوشته مى شوند.

7ـ در این كتاب تنوین نصب روى حرف پیش از الف گذاشته شده است.

8ـ یكى از این دو ضمّه رو به پایین و دیگرى رو به بالا و چسبیده به یكدیگر (ــ) نوشته مى شود، ولى دستگاه تایپ و حروفچینى آن را به شكل (ــٌـ) مى نویسد. پس علامت ــٌـ = ــــ . البتّه در برخى قرآن ها علامت رفع به دلایلى گاه به شكل دو ضمّه كنار یكدیگر (ــُـُـ) نوشته شده است.

9ـ در فارسى، به علامت رفع «دوپیش» مى گویند.

10ـ همان گونه كه پیش از این گفته شد، مدّ یعنى كشش. و چون علامت مدّ باعث كشش بیشتر حروف مدّى مى شود، به آن، علامت مدّ مى گویند.

11ـ همزه و سكون و تشدید علّت و سبب مدّ هستند و كشیده نمى شوند.

منبع: کتاب آموزش قرآن




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:27 ب.ظ ]

«علائم» قرآن به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانیم. مهم ترین علائم روخوانى قرآن عبارتند از:

1. فَتحـه

2. كَسره
 

3. ضَمّه

4. الفِ مَدّى

5. یاءِ مَدّى

6. واوِ مَدّى

7. سُكُون

8. تَشْدید

9. تَنْوینِ نَصْب

10. تَنْوینِ جَرّ

11. تَنْوینِ رَفْع

12. مَـدّ

13. وَصْـل

1. فَتحـه ( ــــَــ )

علامت فَتحه(1) ( ــــَــ ) بالاىِ حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اَ (ءَ) ـ بَ ـ تَ ـ ثَ ـ جَ ـ حَ ـ خَ ـ دَ ـ ذَ ـ رَ ـ زَ ـ سَ ـ شَ ـ صَ ـ ضَ ـ طَ ـ ظَ ـ عَ ـ غَ ـ فَ ـ قَ ـ كَ ـ لَ ـ مَ ـ نَ ـ هَ ـ وَ ـ ىَ .

به حرفى كه علامت فتحه بالاىِ آن باشد، مَفتوح مى گویند. هر حرفِ «مفتوح» یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

لَكَ =لـَـكَ =لَكَ

تَرَ =تَــرَ =تَرَ

مَعَ =مَــعَ =مَعَ

فَعَلَ =فَــعـَـلَ =فَعَلَ

وَقَبَ =وَقَــبَ =وَقَبَ

توجّه

* صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت ندارد.

پرسش :

1. چه چیزهایى به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانیم؟

2. مهم ترین علائمِ روخوانى قرآن را نام ببرید.

3. علامت فتحه كجاى حرف قرار مى گیرد؟

4. فتحه به چه معناست و چرا به آن، فتحه گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت فتحه را چه مى نامند؟

6. به حرفى كه علامت فتحه بالاى آن باشد، چه مى گویند؟

7. هر حرف «مفتوح» چند بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

8. آیا صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت دارد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

خَلَقَ ـ كَسَبَ ـ حَسَدَ ـ جَعَلَ ـ جَمَعَ ـ كَتَبَ ـ مَنَعَكَ ـ شَجَرَتَ ـ فَقَدَرَ ـ فَخَرَجَ ـ خَلَقَكَ ـ وَ وَجَدَكَ ـ وَ یَذَرَكَ ـ فَعَدَلَكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه همه حرف هاى آن ها علامت فتحه داشته باشند.

2. كَسره ( ــــِــ )

علامتِ كَسره(21) ( ــــِــ ) زیرِ حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اِ (ءِ)(3) ـ بِ ـ تِ ـ ثِ ـ جِ ـ حِ ـ خِ ـ دِ ـ ذِ ـ رِ ـ زِ ـ سِ ـ شِ ـ صِ ـ ضِ ـ طِ ـ ظِ ـ عِ ـ غِ ـ فِ ـ قِ ـ كِ ـ لِ ـ مِ ـ نِ ـ هِ ـ وِ ـ ىِ.

به حرفى كه علامت كسره زیرِ آن باشد، مَكسور مى گویند. هر حرف مكسور یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

م ِنَ =مــِـنَ =مِنَ

حَطَبِ =حـَـطَـبِ =حَطَبِ

بَلَدِ =بــَـلَــدِ =بَلَدِ

فَلَقِ =فــَـلَــقِ =فَلَقِ

مَلِكِ =مــَـلِــكِ =مَلِكِ

توجّه

* صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى كسره در زبان عربى به حرف «یاء» تمایل دارد و شبیه صداى «اى» است، امّا داراى كشیدگى نیست.

پرسش :

1. علامت كسره كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. به حرفى كه علامت كسره زیرِ آن باشد، چه مى گویند؟

3. هر حرف «مكسور» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

4. كسره به چه معناست و چرا به آن، كسره گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت كسره را چه مى نامند؟

6. صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟

تمرین:

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

هِىَ ـ لِمَ ـ بِمَ ـ وَلِىَ ـ أَقِمِ ـ أَبَتِ ـ كَمَثَلِ ـ بِیَدِكَ ـ قِبَلَكَ ـ فَصَعِقَ ـ لِیَذَرَ ـ فَلَبِثَ ـ أَفَحَسِبَ ـ أَفَأَمِنَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره داشته باشند.

3 ـ  ضمّه ( ــــُــ )

علامت ضَمّه(4) ( ــــُــ ) بالاى حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اُ (ءُ) ـ بُ ـ تُ ـ ثُ ـ جُ ـ حُ ـ خُ ـ دُ ـ ذُ ـ رُ ـ زُ ـ سُ ـ شُ ـ صُ ـ ضُ ـ طُ ـ ظُ ـ عُ ـ غُ ـ فُ ـ قُ ـ كُ ـ لُ ـ مُ ـ نُ ـ هُ ـ وُ ـ ىُ.

به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، مَضموم مى گویند. هر حرف مضموم یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

هُوَ =هـُـوُ =هُوَ

صَمَدُ =صـَـمَــدُ =صَمَدُ

فَهُوَ =فَــهُــوَ =فَهُوَ

عُقَدِ =عُــقَــدِ =عُقَدِ

خُلِقَ =خُــلِــقَ =خُلِقَ

برهان - وبلاگ تخصصی قرآن كریم

توجّه

* صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى ضمّه در زبان عربى به حرف «واو» تمایل دارد و شبیه صداى «اُو» است، امّا داراى كشیدگى نیست.

* به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه، «حركت هاى كوتاه» یا «صداهاى كوتاه» نیز گفته مى شود.

پرسش :

1. علامت ضمّه كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، چه مى گویند؟

3. هر حرف «مضموم» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

4. ضمّه به چه معناست و چرا به آن، ضمّه گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت ضمّه را چه مى نامند؟

6. صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟

7. به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه چه گفته مى شود؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

یَكُ ـ جُعِلَ ـ صُحُفُ ـ سُبُلَ ـ مَطَرُ ـ حَسُنَ ـ یَضَعُ ـ یَصِلُ ـ فَبُهِتَ ـ رُسُلِكَ ـ لَنُبِذَ ـ سَنَسِمُهُ ـ رَزَقَكُمُ ـ وَ بَصَرُكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره و هم علامت ضمّه داشته باشند.

4. الفِ مَدّى ( ــــَــ ا )(صداى كشیده فتحه)

گـاهى پس از صـداى كوتاه فتحه، حرف الف قرار مى گیرد: ( ــــَــ ا)
در این حالت، به هنگام خواندن، صداى فتحه دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این الف، (الفِ مَدّى)(5) یا (صداى كشیده فتحه) مى گویند; مانند مَا .

روش تلفّظ یا اَدا كردنِ «الف مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه فتحه + مقدارى كشش = صداى كشیده فتحه.

یا به بیانِ كوتاه تر:

فتحه + مقدارى مدّ = الف مدّى.

صداى الف مدّى پس از هشت حرفِ ( خ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، غ ، ق ، ر ) و گاه پس از حرف (ل)(6) به صورت درشت و غلیظ و شبیه صداى «آ» در زبان فارسى خوانده مى شود. امّا پس از بقیّه حروف و گاه نیز پس از حرف (ل) به صورت نازك و رقیق و شبیه صداى «فتحه» ، ولى با دو

برابر مدّ و كشش، تلفّظ و اَدا مى گردد.(7)

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پیش از الف مدّى ( ـــَــ ا ) به صورت ایستاده ( ــ ا ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه فتحه باید با صداى كشیده خوانده شود; به این ترتیب:

ا (ءا) ـ با ـ تا ـ ثا ـ جـا ـ حـا ـ خـا ـ دا ـ ذا ـ را ـ زا ـ سا ـ شا ـ صا ـ ضا ـ طا ـ ظا ـ عا ـ غا ـ فا ـ قا ـ كا ـ لا ـ ما ـ نا ـ ها ـ وا ـ یا.

اكنون به چند مثال از كلماتِ داراى الف مدّى بنگرید:

إِلـهِ ، قامَ ، نَریكَ ، عَلـى ، صَلـوةَ .

در قرآن هایى كه به شیوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه الف مدّى با گذاشتن یك الف كوچك و كوتاه در كنار فتحه ( ـــَـــــ ) نشان داده مى شود; به این ترتیب: مَـلِكِ به جاى مَالِكِ و صِرَ طَ به جاى صِرَاطَ.

شكل هاى الف مدّى

1. به صورت الف كوتاه مانند إِلـهِ .

2. به صورت الف كوتاهِ همراه با الف بزرگ مانند قامَ.

3. پیش از حرف یاء كوچك مانند نَریكَ.

4. پیش از حرف یاء بزرگ مانند عَلـى.

5. پیش از حرف واو مانند صَلـوةَ.(8)

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

فَراشِ =فـَراشِ =فَراشِ

طَعام ِ =طـَـعام ِ =طَعام ِ

مالَها =مالَــها =مالَها

قارِعَةُ =قا رِعـَـةُ =قارِعَةُ

صالِحاتِ =صالِــحاتِ =صالِحاتِ

تذكّر

* الف مدّى همراه با حرفِ مفتوحِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

پرسش :

1. «الف مدّى» چیست؟

2. «مَدّ» یعنى چه؟

3. چرا به صداهاى كشیده «حروف مدّى» مى گویند؟

4. «الف مدّى» چگونه تلفّظ یا اَدا مى شود؟

5. چه هنگامى «الف مدّى» به صورت درشت و غلیظ; و چه هنگامى به صورت نازك و رقیق تلفّظ و اَدا مى شود؟

6. صداى «الف مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد؟

7. چرا «الف مدّى» گاه به صورت نازك و رقیق، و گاه به صورت درشت و غلیظ تلفّظ و ادا مى شود؟

8. در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پیش از «الف مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟

9. در قرآن هایى كه به شیوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه «الف مدّى» به چه صورت نشان داده مى شود؟

10. شكل هاى «الف مدّى» را ذكر كنید.

11. «الف مدّى» همراه با حرفِ مفتوح پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

ناسِ ـ مالَ ـ إِذا ـ ذاتَ ـ كانَ ـ قالَ ـ إِلـى ـ جِبالُ ـ سُكارى ـ فَذلِكَ ـ تَكاثُرُ ـ مَقابِرَ ـ زَكوةَ ـ شانِئَكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «الف مدّى» باشند.

5 . یاءِ مَدّى ( ــــِ ى ) (صداى كشیده كسره)

گاهى پس از صداى كوتاه كسره، حرف یاء قرار مى گیرد: ( ــــِ ى ). در این حالت، به هنگام خواندن، صداى كسره دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این یاء، (یاءِ مَدّى) یا (صداى كشیده كسره) مى گویند; مانند فِى .

روش تلفّظ یا ادا كردنِ «یاء مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه كسره + مقدارى كشش = صداى كشیده كسره.

یا به بیانِ كوتاه تر:

كسره + مقدارى مدّ = یاء مدّى.

صداى یاء مدّى پس از تمامى حروف یكسان است. این صدا شبیه صداى (اى) در فارسى و حدود دو شماره است.

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره پیش از یاء مدّى ( ــــِ ى ) به صورت ایستاده ( ــــ ى ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه كسره باید با صداى كشیده خوانده شود; به این ترتیب:

اى (ءى) ـ بى ـ تى ـ ثى ـ جى ـ حى ـ خى ـ دى ـ ذى ـ رى ـ زى ـ سى ـ شى ـ صى ـ ضى ـ طى ـ ظى ـ عى ـ غى ـ فى ـ قى ـ كى ـ لى ـ مى ـ نى ـ هى ـ وى ـ یى.

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

تىنِ =تیــنِ =تینِ

رَحىم ِ =رَحیــم ِ =رَحیم ِ

جىدِها =جیــدِها =جیدِها

أَبابىلَ =أَبابـیــلَ =أَبابیلَ

سافِلىنَ =سافِــلیــنَ =سافِلینَ

توجّه

* یاء مدّى همراه با حرفِ مكسورِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

* گاه به جاى اینكه كسره ایستاده را زیر حرفِ پیش از یاء مدّى قرار دهند، آن را زیر خودِ یاء مدّى مى نویسند; مانند فى به جاى فى .

پرسش :

1. «یاء مدّى» چیست؟

2. «یاء مدّى» چگونه تلفّظ یا ادا مى شود؟

3. صداى «یاء مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟

4. در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره

پیش از «یاء مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟

5 . «یاء مدّى» همراه با حرفِ مكسورِ پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

6 . گاه كسره ایستاده در یاء مدّى را زیر كدام حرف قرار مى دهند؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

أَبى ـ فیلِ ـ أَمینِ ـ فیها ـ دینِ ـ یَتیمَ ـ یَقینِ ـ جَحیمَ ـ نَعیمِ ـ عالَمینَ ـ لاِیلافِ ـ مَوازینُ ـ سینینَ ـ حاكِمینَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «یاء مدّى» باشند.

6 . واوِ مَدّى ( ــــُـ و )(صداى كشیده ضمّه)

گاهى پس از صداى كوتاه ضمّه، حرف واو قرار مى گیرد: ( ــــُـ و ). در این حالت، به هنگام خواندن، صداى ضمّه دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این واو، (واوِ مَدّى) یا (صداى كشیده ضمّه) مى گویند; مانند طُورِ .

روش تلفّظ یا ادا كردنِ «واو مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه ضمّه + مقدارى كشش = صداى كشیده ضمّه.

یا به بیانِ كوتاه تر:

ضمّه + مقدارى مدّ = واو مدّى.

صداى واو مدّى پس از تمامى حروف یكسان است. این صدا شبیه صداى (او) در فارسى و حدود دو شماره است.

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى یا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل نگارش واومدّى یكسان است; به این ترتیب:

اُو (ءُو) ـ بُو ـ تُو ـ ثُو ـ جُو ـ حُو ـ خُو ـ دُو ـ ذُو ـ رُو ـ زُو ـ سُو ـ شُو ـ صُو ـ ضُو ـ طُو ـ ظُو ـ عُو ـ غُو ـ فُو ـ قُو ـ كُو ـ لُو ـ مُو ـ نُو ـ هُو ـ وُو ـ یُو.

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تفكیكى)باهم (تركیبى)

صُدُورِ =صُــدُورِ =صُدُورِ

قُبُورِ =قُــبُورِ =قُبُورِ

مُوقَدَةُ =مُوقَــدَةُ =مُوقَدَةُ

كافِرُونَ =كافِــرُونَ =كافِرُونَ

عابِدُونَ =عابِــدُونَ =عابِدُونَ

تذكّر

* به حرفى كه حركت داشته باشد، حرف مُتَحَرِّك یا حرف حركت دار مى گویند.

* واو مدّى همراه با حرفِ مضمومِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

* همان گونه كه اشاره شد، به سه حرف الف مدّى، یاء مدّى و واو مدّى، «حروف مدّى» یا «صداهاى كشیده» مى گویند.

* با توجّه به آنچه گفته شد، حروف مدّى عبارتند از:

1. الفى كه پیش از آن، حرف مفتوح است (الفِ ماقَبلْ مفتوح).

2. یایى كه پیش از آن، حرف مكسور است (یاءِ ماقَبلْ مكسور).

3. واوى كه پیش از آن، حرف مضموم است (واوِ ماقَبْل مضموم).

پرسش :

1. «واو مدّى» چیست؟

2. «واو مدّى» چگونه تلفّظ یا ادا مى شود؟

3. صداى «واو مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟

4. آیا در قرآن هایى كه به شیوه فارسى یا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل «واو مدّى» تفاوت دارد؟

5. «حرف مُتَحَرِّك» چه حرفى است؟

6. «واو مدّى» همراه با حرفِ مضمومِ پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

رُوحُ ـ مُوسى ـ ساهُونَ ـ ماعُونَ ـ یَمُوتُ ـ أَعُوذُ ـ كاتِبُونَ ـ تَصِفُونَ ـ یُوفُونَ ـ یَقُولُونَ ـ یَزالُونَ ـ أُوتُوهُ ـ قُلُوبُكُما ـ یَتَغامَزُونَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «واو مدّى» باشند.

پی نوشتها:

1- فتحه یعنى یك بار «گشودن» و «باز كردن». به هنگام خواندن و تلفّظِ حرفِ فتحه دار، لب هاى انسان یك بار گشوده و باز مى شوند. از این رو، به این علامت، فتحه مى گویند. در زبان فارسى، فتحه را «زَبَر» یا «صداى بالا» مى نامند.

2- كسره یعنى یك بار «شكستن». به هنگام خواندن و تلفّظِ حرف كسره دار، لب هاى انسان یك بار به طرف پایین متمایل و شكسته مى شوند. از این رو، به این علامت، كسره مى گویند. در زبان فارسى، كسره را «زیر» یا «صداى پایین» مى نامند.

3ـ كسره زیر همزه را گاه زیر «خطِّ زمینه» مى گذارند; مانند قائِد ( ءِ) و گاه آن را بالاى «خطِّ زمینه» قرار مى دهند; مانند قائِد ( ء).

4ـ ضمّه یعنى یك بار «به هم پیوستن» و «جمع شدن». به هنگام خواندن و تلفّظ حرف ضمّه دار، لب هاى انسان یك بار به هم پیوسته و جمع مى شوند. از این رو، به این علامت، ضمّه مى گویند. در زبان فارسى، ضمّه را «پیش» یا «صداى وسط» مى نامند.

5ـ مَدّ یعنى «كشیدن» و «كِشش». چون صداهاى كشیده به شكل حروف نوشته مى شوند، به این صداها «حروفِ مَدّى» مى گویند.

6ـ هر گاه حرف (لام) در كلمه (اللّه) قرار بگیرد و پیش از آن، حركت فتحه یا ضمّه باشد، به صورت درشت و غلیظ تلفّظ و اَدا مى شود، مانند «إِنَّ اللّهَ» و «یَدُاللّهِ».

7ـ به بیانِ دیگر: به هنگام خواندن، «الف مدّى» تابع و پیرو حرف پیش از خود است. هرگاه حرفى نازك و رقیق خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن نیز نازك و رقیق تلفّظ و اَدا مى گردد. و هر گاه حرفى درشت و غلیظ خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن هم درشت و غلیظ تلفّظ و اَدا مى گردد.

8ـ گاه در چنین مواردى الف مدّى را روى حرف (یاء) و (واو) قرار مى دهند، مانند نَریكَ، عَلى، صَلـوةَ. گاهى هم نقطه هاى یاء كوچك (یــ) را كه پایه و كرسى الف مدّى است، حذف مى كنند و آن را به این شكل مى نویسند: (یــ); مانند «نَریكَ».

منبع: کتاب آموزش قرآن




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:11 ب.ظ ]

فاتحة الكتاب به معنى آغازگر كتاب (قرآن ) است ، و از روایات مختلفى كه از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده به خوبى استفاده مى شود كه این سوره در زمان خود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نیز به همین نام شناخته مى شده است .
از اینجا دریچه اى به سوى مساءله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود و آن اینكه بر خلاف آنچه در میان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر یا عمر یا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به همین صورت امروز جمع آورى شده بود، و سرآغازش همین سوره حمد بوده است ، والا نه این سوره نخستین سوره اى بوده است كه بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نازل شده ، و نه دلیل دیگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى این سوره وجود دارد.
مدارك متعدد دیگرى در دست است كه این واقعیت را تاءیید مى كند كه قرآن به صورت مجموعه اى كه در دست ماست در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و به فرمان او جمع آورى شده بود.
على بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده كه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) فرمود: قرآن در قطعات حریر و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنید سپس اضافه مى كند على (علیه السلام ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد (و انطلق على (علیه السلام ) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم علیه (
 


گواه دیگر اینكه خوارزمى دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب مناقب از على بن ریاح نقل مى كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب ، قرآن را در زمان رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كردند.
سومین شاهد جمله اى است كه حاكم نویسنده معروف اهل سنت در كتاب مستدرك از زید بن ثابت آورده است :
زید مى گوید: ما در خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) قرآن را از قطعات پراكنده جمع آورى مى كردیم و هر كدام را طبق راهنمائى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در محل مناسب خود قرار مى دادیم ، ولى با این حال این نوشته ها متفرق بود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) دستور داد كه آن را یكجا جمع كند، و ما را از ضایع ساختن آن بر حذر مى داشت
سید مرتضى دانشمند بزرگ شیعه مى گوید: قرآن در زمان رسول الله به همین صورت كنونى جمع آورى شده بود
طبرانى و ابن عساكر از شعبى چنین نقل مى كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كردند و قتاده نقل مى كند كه از انس ‍ پرسیدم چه كسى قرآن را در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كرد، گفت چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب ، معاذ، زید بن ثابت ، و ابوزید و بعضى روایات دیگر كه نقل همه آنها به طول مى انجامد.
به هر حال علاوه بر این احادیث كه در منابع شیعه و اهل تسنن وارد شده انتخاب نام فاتحة الكتاب براى سوره حمد همانگونه كه گفتیم شاهد زنده اى براى اثبات این موضوع است .

منبع: کتاب تفسیر نمونه




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:55 ب.ظ ]

براى آموختن و یادگیرى روخوانى قرآن باید با سه چیز آشنا شویم:

الف. حروف قرآن   ب. علائم قرآن   ج. قواعد قرآن

الف. حروف قرآن

براى آموختن هر زبانى، اوّل باید با حروف الفباى آن زبان آشنا شویم. مى دانید كه قرآن به زبان عربى است; پس براى یادگیرى روخوانى قرآن، اوّل باید با حروف الفباى عربى آشنا گردیم.

1. تعداد حروف

حروف الفباى عربى همان حروف الفباى فارسى است، با این تفاوت كه چهار حرف (پ، چ، ژ، گ)(1) در زبان عربى وجود ندارند. پس زبان عربى داراى بیست و هشت (28) حرف است.(2)

2. شكل ها و اسم هاى حروف

شكل ها و اسم هاى حروف عربى عبارتند از:

شمارهشكل حرفاسم حرفشمارهشكل حرفاسم حرف

1- ا (ء)الف(همزه)(3)15ضضاد

2- بباء16ططاء

3-  تتاء17ظظاء

4- ثثاء18ععَین

5- ججیم19غغَین

6- ححاء20ففاء

7- خخاء21ققاف

8- ددال22ك(4)كاف

9- ذذال23للام

10- رراء24ممیم

11- ززاء (زاى)25ننون

12- سسین26ههاء

13- ششین27وواو(5)

14-  صصاد28ىیاء
تـوجّه

* بعضى از حروف زبان فارسى و عربى به دو شكل بزرگ (آخر) و كوچك (غیرآخر) نوشته مى شوند. این حروف عبارتند از: (ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، س ، ش ، ص ، ض ، ع ، غ ، ف ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، ى ). مثلاً حرف هاى باء، جیم، و یاء به این دو شكل نوشته مى شوند:
( ب ـ بــ )، ( ج ـ جــ )، ( ى ـ یــ ).(6) شكل این حروف در زبان فارسى و عربى یكسان است، به جز حرف تاء ( ت ) كه در زبان عربى به دو شكل ( ـة ) و ( ة ) نیز نوشته مى شود.(7)

* در زبان عربى، در آخـِر اسـم بعضى از حـرف ها «همـزه» قرار دارد. این همزه نوشته مى شود، امّا خوانده نمى شود تا خواندنِ آن حرف راحت تر باشد.(8) مثلاً حرف ( ت ) با همزه و به صورت ( تاء ) نوشته مى شود، ولى بدون همزه و به صورت ( تا ) خوانده مى شود.

پرسش :

1. زبان عربى داراى چند حرف است؟

2. كدام حروف فارسى در زبان عربى نیستند؟

3. شكل كدام حروف عربى با شكل آن ها در زبان فارسى تفاوت دارد؟
4. شكل بزرگ (آخر) و شكل كوچك (غیرآخـِر) كدام حروف یكسان است؟

5. در آخر اسم كدام حروف عربى همزه قرار دارد؟ آیا این همزه خوانده مى شود؟

تمرین :

اسم هر یك از چهارده حرف زیر را بنویسید:

ا (ء) ، ت ، ج ، ذ ، ز ، ش ، ض ، ط ، ع ، ل ، ن ، ه ، و ، ى.

3 . حروف مُقَطَّعه

از مجموع 114 سوره قرآن، 29 سوره با حروفى آغاز مى شوند كه باید جدا جدا و با اسم هاى مخصوص خودشان خوانده شوند. این حروف را «حروف مُقَطَّعه»(9) مى نامند. مثلاً در آغاز سوره بقره، عبارت (الم) آمده است كه چنین خوانده مى شود: (الف، لام، میم).

مجموع این حروف، 78 حرف است كه اگر حرف هاى تكرارى شان را كنار بگذاریم، 14 حرف باقى مى مانند. اكنون با این حروف و اسم هاشان آشنا مى شوید:(10)
1.ا=الف

2.ح=حا

3.ر=را

4.س=سین

5.ص=صاد

6.ط=طا

7.ع=عَین

8.ق=قاف

9.ك=كاف

10.ل=لام

11.م=میم

12.ن=نون

13.ه=ها

14.ى=یا

همان گونه كه مى بینید حروفى كه آخرشان همزه ( ء ) است،بدون همزه خوانده مى شوند، مثلاً ( طه ) به این صورت خوانده مى شود:( طا ـ ها ).

همه عبارت هاى داراى حروف مقطّعه ـ بدونِ آوردنِ عبارت هاى تكرارى ـ به صورت یك حرفى، دوحرفى، سه حرفى، چهارحرفى، و پنج حرفى عبارتند از:

شماره نام سوره حروف مقطّعه طرزخواندن حروف مقطّعه

1سوره صادص =صآد

2سوره قافق =قآف

3سوره قلمن =نون

4سوره هاى فُصِّلَت ـ دُخان

مؤمن ـ زُخرُف ـ جاثِیَه ـ

اَحقافحم =حا ـ میم

5سوره نَملطس =طا ـ سین

6سوره یاسینیس =یا ـ سین

7سوره طاهاطه =طا ـ ها

8سوره هاى یونُس ـ هود ـ

یوسُف ـ ابراهیم ـ حِجرالر =الف ـ لآم ـ را

9سوره هاى بَقَره ـ روم ـ

آلِ عِمران ـ عَنكَبوت ـ

لُقمان ـ سَجدهالم =الف ـ لآم ـ میم

10سوره هاى شُعَراء ـ قَصَصطسم=طا ـ سین ـ میم

11سوره رَعدالمر =الف ـ لآم ـ میم ـ را

12سوره اَعرافالمص =الف ـ لآم ـ میم ـ صآد

13سوره شورىحم عسق =حا ـ میم ـ عَین ـ

سین ـ قآف

14سوره مَریَمكهیعص =كآف ـ ها ـ یا ـ عَین ـ صآد

تذكّر

* بالاى برخى از حروف مقطّعه، علامت مَدّ (ــــــ) وجود دارد.(11) به هنگامِ تلفّظ، باید این حروف را به صورتِ كشیده بخوانیم.

* اسم برخى از حروف زبان عربى با زبان فارسى تفاوت دارد. براى نشان دادن این تفاوت، در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى شده اند، علامتى به شكل الف كوتاه ( ا ) روى برخى از حروف مقطّعه گذاشته مى شود تا قارىِ(12) فارسى زبان، آن ها را صحیح و درست بخواند; مثلاً حم را به صورت (حا ـ میم) بخواند، نه به صورت (حِ ـ میم).

پرسش :

1. چند سوره قرآن با «حروف مقطّعه» آغاز مى شوند؟

2. «حروف مقطّعه» به چه حروفى گفته مى شود؟

3. مجموع «حروف مقطّعه» چند حرف است؟

4. اگر حرف هاى تكرارى را كنار بگذاریم، چند حرف از «حروف مقطّعه» باقى مى مانند؟ اسم هر یك را ذكر كنید.

5. «حروف مقطّعه»اى كه در آخرشان همزه ( ء) است، چگونه خوانده مى شوند؟

6. «حروف مقطّعه» در كدام عبارت جمع شده اند؟

7. «حروف مقطّعه» به صورت هاى چندحرفى هستند؟

8. چرا بالاى برخى از «حروف مقطّعه» علامتى به شكل الفِ كوتاه ( ا ) مى گذارند؟

تمرین:
این «حروف مقطّعه» را بخوانید:
ق ـ یس ـ الر ـ المص ـ كهیعص ـ ن ـ طس ـ الم ـ المر ـ حم ـ عسق.




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:48 ب.ظ ]

خواندن قرآن داراى احكام و آداب فراوان است كه اكنون به برخى از آن ها اشاره مى كنیم:

1. احترام گذاشتن به قرآن و برگه هاى آن لازم و واجب است.

2. بدون وضو یا طهارت نباید دست یا عضوى دیگر از بدن خود را به نوشته هاى قرآن برسانیم.

3. اگر قرآن به زبان فارسى یا زبانى دیگر ترجمه شده باشد، تماس دست یا عضوى دیگر از بدن با آن ـ بدون وضو یا طهارت ـ اشكال ندارد وجایز است. البتّه اگر در ترجمه قرآن نام خدا یا پیغمبران یا امامان یا حضرت فاطمه زهرا(علیهم السلام) وجود داشته باشد، نیز نباید دست یا عضوى دیگر از بدن را ـ بدون وضو یا طهارت ـ به آن نام ها برسانیم.
 

4. در هر یك از چهار سوره سَجده (آیه 15) و سوره فُصِّلَت (آیه 37) و سوره نَجم (آیه 62) و سوره عَلَق (آیه 19) یك آیه سجده وجود دارد. در قرآن، كنار این آیه ها عبارت «سجده واجبه» نوشته شده است. هر گاه انسان این آیه ها را بخواند یا به آن ها گوش دهد، باید فوراً سجده كند. اگر كسى این كار را فراموش كند، باید هر لحظه كه آن را به یاد بیاورد، سجده كند.

5. براى خواندن قرآن، لباس پاكیزه بپوشیم; وضو بگیریم; مسواك بزنیم; عطر بمالیم; و رو به قبله بنشینیم.

6. هنگام خواندن قرآن، پاهاى خود را دراز نكنیم و پشتمان را به جایى تكیه ندهیم.

7. در حال خواندن قرآن، تنها به قرآن و معانى آن توجّه كنیم و «حضور قلب» داشته باشیم، یعنى یاد خدا و عظمت و بزرگى او را در ذهن خود تقویت كنیم.

8. در آیات قرآن تفكّر و تدبّر كنیم و به گونه اى قرآن بخوانیم كه گویى با خدا سخن مى گوییم و خدا نیز با ما سخن مى گوید.

9. پیش از خواندن قرآن صَلَوات بفرستیم و دعا بخوانیم، به ویژه دعاهایى كه پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به ما آموخته اند.

10. پیش از خواندن سوره هاى آخر این كتاب ـ بجز سوره حمد ـ أَللّهُ أَكْبَرُ بگوییم.

11. پیش از خواندن قرآن، اوّل بگوییم: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ» ]= از شیطان رانده شده به خدا پناه مى برم.[ سپس بگوییم: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ».

12. هنگام خواندن قرآن، به كلمات و آیات آن نگاه كنیم، حتّى اگر آن ها را حفظ كرده باشیم.

13. كلمات قرآن را نه به تندى و نه با فاصله زیاد بخوانیم، بلكه آن ها را شمرده شمرده قراءت كنیم.

14. بكوشیم تا قرآن را درست یاد بگیریم و درست بخوانیم.

15. اگر مى توانیم، قرآن را با صداى زیبا و نیكو بخوانیم.

16. بكوشیم تا گذشته از خواندنِ قرآن، معانى آیات را نیز فرا گیریم.

17. هر مقدار كه مى توانیم، آیات و سوره هاى قرآن را به صورت صحیح حفظ كنیم.

18. بسیار قرآن بخوانیم و به دستورهاى آن عمل كنیم. مخصوصاً باید بكوشیم كه در هر روز چند آیه از قرآن را بخوانیم.

19. هنگامى كه صداى قرآن به گوشمان مى رسد، ساكت باشیم و به آن گوش فرا دهیم و چیزى نخوریم و ننوشیم.

20. در خانه یك قرآن داشته باشیم و همیشه همان را بخوانیم.

21. هنگام خواندن قرآن، آن را در جایى بلندتر از زمین ـ مانند رَحل ـ بگذاریم یا با دستهامان آن را بگیریم.

22. قرآن را با كمال ادب وتواضع بخوانیم. از آغاز تا پایان قراءت، نخندیم و با كسى حرف نزنیم.

23. قرآن را در جاهاى مناسب ـ مانند خانه، مسجد و حَرَم ـ بخوانیم، نه در جاهاى نامناسب ـ مانند محلّ رفت و آمد مردم ـ .

24. هنگام خواندن قرآن، اگر به نام مبارك پیامبر عزیز خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) رسیدیم، صلوات بفرستیم.

25. قرآن را با صداى رسا بخوانیم، البتّه به طورى كه دیگران آزرده نشوند.

26. اگر مى توانیم، قرآن را با لحن و لهجه عربى بخوانیم.

27. قرآن را پاكیزه و تمیز نگاه داریم و آن را در جلد و جاى مناسب قرار دهیم.

28. هر گاه به آیات مربوط به بهشت رسیدیم، خوشحال شویم و رفتن به بهشت را از خدا بخواهیم. و هر گاه به آیات جهنّم رسیدیم، ناراحت شویم و به خدا پناه ببریم.

29. در پایان قراءت قرآن، بگوییم: «صَدَقَ اللّهُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ» (خداى بلندپایه بزرگ راست گفته است.)

30. پس از قرات قرآن دعا بخوانیم، به ویژه دعاهایى كه پیشوایان معصوم(علیهم السلام)به ما آموخته اند.

منبع: کتاب آموزش قرآن




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:36 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم