شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

سپاس و ستایش , اللّه را كه پروردگار جهانیان است - رحمان رحیم است .
سـپـاس و سـتایش , اللّه را كه نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شریكى براى او مى باشد و نهنیازمند بوده كه (نیاز به ) یاورى داشته باشد, او را به بزرگى بستاى , بزرگ ستودنى .
سپاس و ستایش , اللّه را كه آفریننده آسمانها و زمین است .
سپاس و ستایش , اللّه را كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است , از آن اوست , و در جهان آخرت هم سپاس و ستایش براى اوست , او دانا و آگاه است .

 

برهان - وبلاگ تخصصی قرآن كریم


سـپـاس و سـتـایش , اللّه را كه این كتاب (آسمانى ) را بر بنده خودفروفرستاد و هیچ كژى در آنننهاد.
سـپـاس و ستایش , اللّه را, همان كسى كه ما را بدین (راه )رهنمون شد و اگر اللّه , ما را راهنمایىنفرموده بود, ما خود,هدایت نمى یافتیم .
سپاس و ستایش , اللّه را كه ما را بر بسیارى از بندگانش برترى بخشید.
سپاس و ستایش , اللّه را و درود بر بندگانش كه (آنان را)برگزیده است .
سـپـاس و سـتـایش , اللّه را كه اندوه را از ما ببرد, به راستى كه پروردگار ما آمرزنده و سپاسداراست

منبع: کتاب انوار از قرآن




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:20 ب.ظ ]

در مورد رابطه «اخلاق» و «عرفان» و اخلاق و «سیر و سلوك الى اللّه» نیز مى توان گفت: «عرفان» بیشتر به معارف الهى مى نگرد، آن هم نه از طریق علم و استدلال، بلكه از طریق شهود باطنى و درونى، یعنى قلب انسان آنچنان نورانى و صاف گردد و دیده حقیقت بین او گشوده شود و حجابها بر طرف گردد كه با چشم دل ذات پاك خدا و اسماء و صفات او را ببیند و به او عشق ورزد.

بدیهى است علم اخلاق چون مى تواند به برطرف شدن رذائل اخلاقى كه حجابهایى است در برابر چشم دل، كمك كند; یكى از پایه هاى عرفان الهى و مقدّمات آن خواهد بود.

و امّا «سیر و سلوك الى اللّه» كه هدف نهایى آن، رسیدن به «معرفة اللّه» و قرب جوار او است، آن هم در حقیقت مجموعه اى از «عرفان» و «اخلاق» است. سیر و سلوك درونى، نوعى عرفان است كه انسان را روز به روز به ذات پاك او نزدیكتر مى كند، حجابها را كنار مى زند، و راه را براى وصول به حق هموار مى سازد; و سیر و سلوك برونى همان اخلاق است، منتها اخلاقى كه هدفش را تهذیب نفوس تشكیل مى دهد نه فقط بهتر زیستن از نظر مادّى.

منبع: کتاب اخلاق در قرآن

 




طبقه بندی: اخلاق قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:15 ب.ظ ]

شیخ طبرسى در تفسیر مجمعالبیان خبرى را چنین نقل كرده است كه: زمانى پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مىخواست سپاهى را براى جنگ مأموریت دهد.براى تعیین سپهدار یكایك ایشان را پیش خود مىخواند و از هر كدام مىپرسید از قرآن چه مقدار آموختهاید؟ نوبت به جوانى رسید كه سنش از همه كمتر بود.فرمود: از قرآن چقدر آموختهاى؟ عرض كرد: فلان و فلان سوره و سوره بقره را.
 

برهان - وبلاگ تخصصی قرآن كریم

فرمان داد حركت كنید كه این جوان امیر شماست.عرض كردند: این جوان از همه ما كوچكتر است! در جواب فرمود: ولى به همراه او سوره بقره است.(او صاحب این امتیاز است.)

منبع: کتاب چهل داستان از عظمت قرآن كریم




طبقه بندی: آشتی با قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:11 ب.ظ ]

«علائم» قرآن به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانیم. مهم ترین علائم روخوانى قرآن عبارتند از:

1. فَتحـه

2. كَسره
 

3. ضَمّه

4. الفِ مَدّى

5. یاءِ مَدّى

6. واوِ مَدّى

7. سُكُون

8. تَشْدید

9. تَنْوینِ نَصْب

10. تَنْوینِ جَرّ

11. تَنْوینِ رَفْع

12. مَـدّ

13. وَصْـل

1. فَتحـه ( ــــَــ )

علامت فَتحه(1) ( ــــَــ ) بالاىِ حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اَ (ءَ) ـ بَ ـ تَ ـ ثَ ـ جَ ـ حَ ـ خَ ـ دَ ـ ذَ ـ رَ ـ زَ ـ سَ ـ شَ ـ صَ ـ ضَ ـ طَ ـ ظَ ـ عَ ـ غَ ـ فَ ـ قَ ـ كَ ـ لَ ـ مَ ـ نَ ـ هَ ـ وَ ـ ىَ .

به حرفى كه علامت فتحه بالاىِ آن باشد، مَفتوح مى گویند. هر حرفِ «مفتوح» یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

لَكَ =لـَـكَ =لَكَ

تَرَ =تَــرَ =تَرَ

مَعَ =مَــعَ =مَعَ

فَعَلَ =فَــعـَـلَ =فَعَلَ

وَقَبَ =وَقَــبَ =وَقَبَ

توجّه

* صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت ندارد.

پرسش :

1. چه چیزهایى به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانیم؟

2. مهم ترین علائمِ روخوانى قرآن را نام ببرید.

3. علامت فتحه كجاى حرف قرار مى گیرد؟

4. فتحه به چه معناست و چرا به آن، فتحه گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت فتحه را چه مى نامند؟

6. به حرفى كه علامت فتحه بالاى آن باشد، چه مى گویند؟

7. هر حرف «مفتوح» چند بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

8. آیا صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت دارد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

خَلَقَ ـ كَسَبَ ـ حَسَدَ ـ جَعَلَ ـ جَمَعَ ـ كَتَبَ ـ مَنَعَكَ ـ شَجَرَتَ ـ فَقَدَرَ ـ فَخَرَجَ ـ خَلَقَكَ ـ وَ وَجَدَكَ ـ وَ یَذَرَكَ ـ فَعَدَلَكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه همه حرف هاى آن ها علامت فتحه داشته باشند.

2. كَسره ( ــــِــ )

علامتِ كَسره(21) ( ــــِــ ) زیرِ حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اِ (ءِ)(3) ـ بِ ـ تِ ـ ثِ ـ جِ ـ حِ ـ خِ ـ دِ ـ ذِ ـ رِ ـ زِ ـ سِ ـ شِ ـ صِ ـ ضِ ـ طِ ـ ظِ ـ عِ ـ غِ ـ فِ ـ قِ ـ كِ ـ لِ ـ مِ ـ نِ ـ هِ ـ وِ ـ ىِ.

به حرفى كه علامت كسره زیرِ آن باشد، مَكسور مى گویند. هر حرف مكسور یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

م ِنَ =مــِـنَ =مِنَ

حَطَبِ =حـَـطَـبِ =حَطَبِ

بَلَدِ =بــَـلَــدِ =بَلَدِ

فَلَقِ =فــَـلَــقِ =فَلَقِ

مَلِكِ =مــَـلِــكِ =مَلِكِ

توجّه

* صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى كسره در زبان عربى به حرف «یاء» تمایل دارد و شبیه صداى «اى» است، امّا داراى كشیدگى نیست.

پرسش :

1. علامت كسره كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. به حرفى كه علامت كسره زیرِ آن باشد، چه مى گویند؟

3. هر حرف «مكسور» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

4. كسره به چه معناست و چرا به آن، كسره گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت كسره را چه مى نامند؟

6. صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟

تمرین:

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

هِىَ ـ لِمَ ـ بِمَ ـ وَلِىَ ـ أَقِمِ ـ أَبَتِ ـ كَمَثَلِ ـ بِیَدِكَ ـ قِبَلَكَ ـ فَصَعِقَ ـ لِیَذَرَ ـ فَلَبِثَ ـ أَفَحَسِبَ ـ أَفَأَمِنَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره داشته باشند.

3 ـ  ضمّه ( ــــُــ )

علامت ضَمّه(4) ( ــــُــ ) بالاى حرف قرار مى گیرد; به این ترتیب:

اُ (ءُ) ـ بُ ـ تُ ـ ثُ ـ جُ ـ حُ ـ خُ ـ دُ ـ ذُ ـ رُ ـ زُ ـ سُ ـ شُ ـ صُ ـ ضُ ـ طُ ـ ظُ ـ عُ ـ غُ ـ فُ ـ قُ ـ كُ ـ لُ ـ مُ ـ نُ ـ هُ ـ وُ ـ ىُ.

به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، مَضموم مى گویند. هر حرف مضموم یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد. اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

هُوَ =هـُـوُ =هُوَ

صَمَدُ =صـَـمَــدُ =صَمَدُ

فَهُوَ =فَــهُــوَ =فَهُوَ

عُقَدِ =عُــقَــدِ =عُقَدِ

خُلِقَ =خُــلِــقَ =خُلِقَ

برهان - وبلاگ تخصصی قرآن كریم

توجّه

* صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى ضمّه در زبان عربى به حرف «واو» تمایل دارد و شبیه صداى «اُو» است، امّا داراى كشیدگى نیست.

* به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه، «حركت هاى كوتاه» یا «صداهاى كوتاه» نیز گفته مى شود.

پرسش :

1. علامت ضمّه كجاى حرف قرار مى گیرد؟

2. به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، چه مى گویند؟

3. هر حرف «مضموم» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

4. ضمّه به چه معناست و چرا به آن، ضمّه گفته مى شود؟

5. در زبان فارسى، علامت ضمّه را چه مى نامند؟

6. صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟

7. به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه چه گفته مى شود؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

یَكُ ـ جُعِلَ ـ صُحُفُ ـ سُبُلَ ـ مَطَرُ ـ حَسُنَ ـ یَضَعُ ـ یَصِلُ ـ فَبُهِتَ ـ رُسُلِكَ ـ لَنُبِذَ ـ سَنَسِمُهُ ـ رَزَقَكُمُ ـ وَ بَصَرُكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره و هم علامت ضمّه داشته باشند.

4. الفِ مَدّى ( ــــَــ ا )(صداى كشیده فتحه)

گـاهى پس از صـداى كوتاه فتحه، حرف الف قرار مى گیرد: ( ــــَــ ا)
در این حالت، به هنگام خواندن، صداى فتحه دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این الف، (الفِ مَدّى)(5) یا (صداى كشیده فتحه) مى گویند; مانند مَا .

روش تلفّظ یا اَدا كردنِ «الف مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه فتحه + مقدارى كشش = صداى كشیده فتحه.

یا به بیانِ كوتاه تر:

فتحه + مقدارى مدّ = الف مدّى.

صداى الف مدّى پس از هشت حرفِ ( خ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، غ ، ق ، ر ) و گاه پس از حرف (ل)(6) به صورت درشت و غلیظ و شبیه صداى «آ» در زبان فارسى خوانده مى شود. امّا پس از بقیّه حروف و گاه نیز پس از حرف (ل) به صورت نازك و رقیق و شبیه صداى «فتحه» ، ولى با دو

برابر مدّ و كشش، تلفّظ و اَدا مى گردد.(7)

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پیش از الف مدّى ( ـــَــ ا ) به صورت ایستاده ( ــ ا ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه فتحه باید با صداى كشیده خوانده شود; به این ترتیب:

ا (ءا) ـ با ـ تا ـ ثا ـ جـا ـ حـا ـ خـا ـ دا ـ ذا ـ را ـ زا ـ سا ـ شا ـ صا ـ ضا ـ طا ـ ظا ـ عا ـ غا ـ فا ـ قا ـ كا ـ لا ـ ما ـ نا ـ ها ـ وا ـ یا.

اكنون به چند مثال از كلماتِ داراى الف مدّى بنگرید:

إِلـهِ ، قامَ ، نَریكَ ، عَلـى ، صَلـوةَ .

در قرآن هایى كه به شیوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه الف مدّى با گذاشتن یك الف كوچك و كوتاه در كنار فتحه ( ـــَـــــ ) نشان داده مى شود; به این ترتیب: مَـلِكِ به جاى مَالِكِ و صِرَ طَ به جاى صِرَاطَ.

شكل هاى الف مدّى

1. به صورت الف كوتاه مانند إِلـهِ .

2. به صورت الف كوتاهِ همراه با الف بزرگ مانند قامَ.

3. پیش از حرف یاء كوچك مانند نَریكَ.

4. پیش از حرف یاء بزرگ مانند عَلـى.

5. پیش از حرف واو مانند صَلـوةَ.(8)

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

فَراشِ =فـَراشِ =فَراشِ

طَعام ِ =طـَـعام ِ =طَعام ِ

مالَها =مالَــها =مالَها

قارِعَةُ =قا رِعـَـةُ =قارِعَةُ

صالِحاتِ =صالِــحاتِ =صالِحاتِ

تذكّر

* الف مدّى همراه با حرفِ مفتوحِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

پرسش :

1. «الف مدّى» چیست؟

2. «مَدّ» یعنى چه؟

3. چرا به صداهاى كشیده «حروف مدّى» مى گویند؟

4. «الف مدّى» چگونه تلفّظ یا اَدا مى شود؟

5. چه هنگامى «الف مدّى» به صورت درشت و غلیظ; و چه هنگامى به صورت نازك و رقیق تلفّظ و اَدا مى شود؟

6. صداى «الف مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد؟

7. چرا «الف مدّى» گاه به صورت نازك و رقیق، و گاه به صورت درشت و غلیظ تلفّظ و ادا مى شود؟

8. در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پیش از «الف مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟

9. در قرآن هایى كه به شیوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه «الف مدّى» به چه صورت نشان داده مى شود؟

10. شكل هاى «الف مدّى» را ذكر كنید.

11. «الف مدّى» همراه با حرفِ مفتوح پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

ناسِ ـ مالَ ـ إِذا ـ ذاتَ ـ كانَ ـ قالَ ـ إِلـى ـ جِبالُ ـ سُكارى ـ فَذلِكَ ـ تَكاثُرُ ـ مَقابِرَ ـ زَكوةَ ـ شانِئَكَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «الف مدّى» باشند.

5 . یاءِ مَدّى ( ــــِ ى ) (صداى كشیده كسره)

گاهى پس از صداى كوتاه كسره، حرف یاء قرار مى گیرد: ( ــــِ ى ). در این حالت، به هنگام خواندن، صداى كسره دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این یاء، (یاءِ مَدّى) یا (صداى كشیده كسره) مى گویند; مانند فِى .

روش تلفّظ یا ادا كردنِ «یاء مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه كسره + مقدارى كشش = صداى كشیده كسره.

یا به بیانِ كوتاه تر:

كسره + مقدارى مدّ = یاء مدّى.

صداى یاء مدّى پس از تمامى حروف یكسان است. این صدا شبیه صداى (اى) در فارسى و حدود دو شماره است.

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره پیش از یاء مدّى ( ــــِ ى ) به صورت ایستاده ( ــــ ى ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه كسره باید با صداى كشیده خوانده شود; به این ترتیب:

اى (ءى) ـ بى ـ تى ـ ثى ـ جى ـ حى ـ خى ـ دى ـ ذى ـ رى ـ زى ـ سى ـ شى ـ صى ـ ضى ـ طى ـ ظى ـ عى ـ غى ـ فى ـ قى ـ كى ـ لى ـ مى ـ نى ـ هى ـ وى ـ یى.

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تَفكیكى)باهم (تَركیبى)

تىنِ =تیــنِ =تینِ

رَحىم ِ =رَحیــم ِ =رَحیم ِ

جىدِها =جیــدِها =جیدِها

أَبابىلَ =أَبابـیــلَ =أَبابیلَ

سافِلىنَ =سافِــلیــنَ =سافِلینَ

توجّه

* یاء مدّى همراه با حرفِ مكسورِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

* گاه به جاى اینكه كسره ایستاده را زیر حرفِ پیش از یاء مدّى قرار دهند، آن را زیر خودِ یاء مدّى مى نویسند; مانند فى به جاى فى .

پرسش :

1. «یاء مدّى» چیست؟

2. «یاء مدّى» چگونه تلفّظ یا ادا مى شود؟

3. صداى «یاء مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟

4. در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره

پیش از «یاء مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟

5 . «یاء مدّى» همراه با حرفِ مكسورِ پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

6 . گاه كسره ایستاده در یاء مدّى را زیر كدام حرف قرار مى دهند؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

أَبى ـ فیلِ ـ أَمینِ ـ فیها ـ دینِ ـ یَتیمَ ـ یَقینِ ـ جَحیمَ ـ نَعیمِ ـ عالَمینَ ـ لاِیلافِ ـ مَوازینُ ـ سینینَ ـ حاكِمینَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «یاء مدّى» باشند.

6 . واوِ مَدّى ( ــــُـ و )(صداى كشیده ضمّه)

گاهى پس از صداى كوتاه ضمّه، حرف واو قرار مى گیرد: ( ــــُـ و ). در این حالت، به هنگام خواندن، صداى ضمّه دو برابر كشیده مى شود. به همین دلیل، به این واو، (واوِ مَدّى) یا (صداى كشیده ضمّه) مى گویند; مانند طُورِ .

روش تلفّظ یا ادا كردنِ «واو مدّى» به این صورت است:

صداى كوتاه ضمّه + مقدارى كشش = صداى كشیده ضمّه.

یا به بیانِ كوتاه تر:

ضمّه + مقدارى مدّ = واو مدّى.

صداى واو مدّى پس از تمامى حروف یكسان است. این صدا شبیه صداى (او) در فارسى و حدود دو شماره است.

در قرآن هایى كه به شیوه فارسى یا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل نگارش واومدّى یكسان است; به این ترتیب:

اُو (ءُو) ـ بُو ـ تُو ـ ثُو ـ جُو ـ حُو ـ خُو ـ دُو ـ ذُو ـ رُو ـ زُو ـ سُو ـ شُو ـ صُو ـ ضُو ـ طُو ـ ظُو ـ عُو ـ غُو ـ فُو ـ قُو ـ كُو ـ لُو ـ مُو ـ نُو ـ هُو ـ وُو ـ یُو.

اكنون به مثال هاى زیر توجّه كنید و آن ها را بخوانید:

جداگانه (تفكیكى)باهم (تركیبى)

صُدُورِ =صُــدُورِ =صُدُورِ

قُبُورِ =قُــبُورِ =قُبُورِ

مُوقَدَةُ =مُوقَــدَةُ =مُوقَدَةُ

كافِرُونَ =كافِــرُونَ =كافِرُونَ

عابِدُونَ =عابِــدُونَ =عابِدُونَ

تذكّر

* به حرفى كه حركت داشته باشد، حرف مُتَحَرِّك یا حرف حركت دار مى گویند.

* واو مدّى همراه با حرفِ مضمومِ پیش از خود، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد.

* همان گونه كه اشاره شد، به سه حرف الف مدّى، یاء مدّى و واو مدّى، «حروف مدّى» یا «صداهاى كشیده» مى گویند.

* با توجّه به آنچه گفته شد، حروف مدّى عبارتند از:

1. الفى كه پیش از آن، حرف مفتوح است (الفِ ماقَبلْ مفتوح).

2. یایى كه پیش از آن، حرف مكسور است (یاءِ ماقَبلْ مكسور).

3. واوى كه پیش از آن، حرف مضموم است (واوِ ماقَبْل مضموم).

پرسش :

1. «واو مدّى» چیست؟

2. «واو مدّى» چگونه تلفّظ یا ادا مى شود؟

3. صداى «واو مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟

4. آیا در قرآن هایى كه به شیوه فارسى یا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل «واو مدّى» تفاوت دارد؟

5. «حرف مُتَحَرِّك» چه حرفى است؟

6. «واو مدّى» همراه با حرفِ مضمومِ پیش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى دهد؟

تمرین :

1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:

رُوحُ ـ مُوسى ـ ساهُونَ ـ ماعُونَ ـ یَمُوتُ ـ أَعُوذُ ـ كاتِبُونَ ـ تَصِفُونَ ـ یُوفُونَ ـ یَقُولُونَ ـ یَزالُونَ ـ أُوتُوهُ ـ قُلُوبُكُما ـ یَتَغامَزُونَ.

2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى «واو مدّى» باشند.

پی نوشتها:

1- فتحه یعنى یك بار «گشودن» و «باز كردن». به هنگام خواندن و تلفّظِ حرفِ فتحه دار، لب هاى انسان یك بار گشوده و باز مى شوند. از این رو، به این علامت، فتحه مى گویند. در زبان فارسى، فتحه را «زَبَر» یا «صداى بالا» مى نامند.

2- كسره یعنى یك بار «شكستن». به هنگام خواندن و تلفّظِ حرف كسره دار، لب هاى انسان یك بار به طرف پایین متمایل و شكسته مى شوند. از این رو، به این علامت، كسره مى گویند. در زبان فارسى، كسره را «زیر» یا «صداى پایین» مى نامند.

3ـ كسره زیر همزه را گاه زیر «خطِّ زمینه» مى گذارند; مانند قائِد ( ءِ) و گاه آن را بالاى «خطِّ زمینه» قرار مى دهند; مانند قائِد ( ء).

4ـ ضمّه یعنى یك بار «به هم پیوستن» و «جمع شدن». به هنگام خواندن و تلفّظ حرف ضمّه دار، لب هاى انسان یك بار به هم پیوسته و جمع مى شوند. از این رو، به این علامت، ضمّه مى گویند. در زبان فارسى، ضمّه را «پیش» یا «صداى وسط» مى نامند.

5ـ مَدّ یعنى «كشیدن» و «كِشش». چون صداهاى كشیده به شكل حروف نوشته مى شوند، به این صداها «حروفِ مَدّى» مى گویند.

6ـ هر گاه حرف (لام) در كلمه (اللّه) قرار بگیرد و پیش از آن، حركت فتحه یا ضمّه باشد، به صورت درشت و غلیظ تلفّظ و اَدا مى شود، مانند «إِنَّ اللّهَ» و «یَدُاللّهِ».

7ـ به بیانِ دیگر: به هنگام خواندن، «الف مدّى» تابع و پیرو حرف پیش از خود است. هرگاه حرفى نازك و رقیق خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن نیز نازك و رقیق تلفّظ و اَدا مى گردد. و هر گاه حرفى درشت و غلیظ خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن هم درشت و غلیظ تلفّظ و اَدا مى گردد.

8ـ گاه در چنین مواردى الف مدّى را روى حرف (یاء) و (واو) قرار مى دهند، مانند نَریكَ، عَلى، صَلـوةَ. گاهى هم نقطه هاى یاء كوچك (یــ) را كه پایه و كرسى الف مدّى است، حذف مى كنند و آن را به این شكل مى نویسند: (یــ); مانند «نَریكَ».

منبع: کتاب آموزش قرآن




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:11 ب.ظ ]

چگونه است ؟ آیا انسان از نظر قرآن یك موجود زشت و زیباست ، آن هم‏ زشت زشت و زیبای زیبا ؟
آیا انسان یك موجود دو سرشتی است : نیمی از سرشتش نور است و نیمی‏ ظلمت ؟ چگونه است كه قرآن ، هم او را منتها درجه مدح می‏كند و هم منتها درجه مذمت ؟
حقیقت این است كه این مدح و ذم ، از آن نیست كه انسان یك موجود دو سرشتی است : نیمی از سرشتش ستودنی است و نیم دیگر نكوهیدنی ، نظر قرآن‏ به این است كه انسان همه‏ء كمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به‏ فعلیت برساند ، و این خود اوست كه باید سازنده و معمار خویشتن باشد .
شرط اصلی وصول انسان به كمالاتی ك ه بالقوه دارد " ایمان " است . از ایمان ، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر می‏خیزد ، به وسیله‏ء ایمان‏ است كه علم از صورت یك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می‏شود و به صورت یك ابزار مفید در می‏آید .
پس انسان حقیقی كه خلیفة الله است ، مسجود ملائكه است ، همه چیز برای‏ اوست و بالاخرش دارنده‏ء همه‏ء كمالات انسانی است ، انسان بعلاوه‏ء ایمان‏ است ، نه انسان منهای ایمان . انسان منهای ایمان ، كاستی گرفته و ناقص‏ است . چنین انسانی حریص است ، خونریز است ، بخیل و ممسك است ، كافر است ، از حیوان پست‏تر است .
در قرآن آیاتی آمده است كه روشن می‏كند انسان ممدوح چه انسانی است و انسان مذموم چه انسانی است . از این آیات استنباط می‏شود كه انسان فاقد ایمان وجدا از خدا انسان واقعی نیست . انسان اگر به یگانه حقیقتی كه با ایمان به او ویاد او آرام می‏گیرد بپیوندد ، دارنده‏ء همه‏ء كمالات است و اگر از آن حقیقت - یعنی خدا - جدا بماند ، درختی را ماند كه از ریشه‏ء خویشتن جدا شده است . ما به عنوان نمونه دو آیه را ذكر می‏كنیم

و العصر 0 إن الانسان لفی خسر 0 إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و
تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (1)
سوگند به عصر ، همانا انسان در زیان است ، مگر آنان كه ایمان آورده و شایسته عمل كرده و یكدیگر را به حق و صبر و مقاومت توصیه كرده‏اند .
ولقد ذرأنا لجهنم كثیرا من الجن و الانس ، لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم‏ أعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها أولئك كالانعام بل هم أضل (2)
همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را برای جهنم آفریده‏ایم ( پایان‏ كارشان جهنم است ) ، زیرا دلها دارند و با آنها فهم نمی‏كنند ، چشمها دارند و با آنها نمی‏بینند ، گوشها دارند و با آنها نمی‏شنوند . اینها مانند چهار پایان بلكه راه گم كرده‏ترند " .
پی نوشتها:

1- سوره‏ عصر
2- اعراف 179

منبع: کتاب مقدمه‏ای بر جهان بینی اسلامی جلد جهارم  (متفكر شهید استاد مرتضی مطهری )




طبقه بندی: انسان در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:09 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 14 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم